پرتره‌ی مرد ناتمام
اولین باری که قادر نبودم تمام اجزای یک اثر را در ذهنم مجسم کنم و درک نمی‌کردم چطور یک نویسنده می‌تواند چنین پیچیده‌گی خیره کننده‌ای را خلق کند، ساعاتی پس از اتمام "شب هول" بود. تا هفته‌ها مثل کتاب حافظ و شاهنامه از وسط بازش می‌کردم و می‌بستم و در فکر فرو می‌رفتم. اثر چنان مرعوبم کرده بود که به تمام توانمندی‌های ذهنم شک کرده بودم. راستش در برابر نوشته‌ای که فکر کنم از پس خلق چیزی مثل آن برنیایم احساس اندوهی عمیق می‌کنم. بسیاری از رمان‌ها و داستان‌هایی که نیمه‌کاره رها کرده‌ام، آن‌هایی بوده که حس کرده‌ام سیستم کار را فوت آبم و می‌فهمم چه کرده و اگر چه می‌کرد بهتر هم می‌شد.
وحشت "شب هول" که فروکش کرد فهمیدم مشکل از کتاب نبوده، از منبع الهام نویسنده بوده. "یولیسس" را شرو کردم. پیرم را درآورد و بارها زیر تکنیک و پیچیده‌گی استخوان شکنش، زه زدم. دست آخر هم با ذهنی لت و پار، تا حدی که بدانم چه کرده، پیش رفتم و رهایش کردم. ترسم فروریخت. چون فهمیدم "یولیسس" جدی‌ترین شوخی عالم نویسنده‌گی است. بازی بی‌رحمی است که کسی برای نشان دادن تواناییش راه انداخته که نشان دهد قادر است هر مخاطبی را به زانو در آورد. واقعیت این‌است که جای‌گاه جویس در نظرم،‌ از نویسنده‌ای خلاق و هنرمند، به نابغه‌ای دیوانه که برای نشان دادن قدرتش، جهانی را به سخره گرفته تنزل کرد. بازی تمام بود. دانستم میان نویسنده‌ای که در برابر مخاطب می‌ایستد و انگشتش را به سمت او نشانه می‌گیرد با نویسنده‌ای که به کنار مخاطب می‌رود و در گوشش نجوا می‌کند تفاوت بسیار است.
خانم‌ها آقایان... و اینک "ژاک قضا و قدری و اربابش". شاه‌کاری که برای دومین بار مرا به حد یولیسس مرعوب کرد. این‌بار به نوعی دیگر. به گونه‌ای که دانستم چطور دموکراسی از اجتماع به ذهن می‌تراود و پایه‌های رمانی را به عرش اعلا می‌کشد. چطور می‌شود در گوش مخاطب نجوا کرد. نوشته‌ی کوچکی شبیه آن‌چه که برای "اختراع انزوا" نوشته بودم، در مورد "دنی دیدِرو" می‌نویسم که این روزها بیشتر وقتم را گرفته. مابقی هم که می‌ماند من و "مارینا پلازا" که همچنان بر دشت اندیشه‌ام می‌تازد...
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
"پرتره‌ی مرد ناتمام" را برای گالری جدید فرستادم! تا چه قبول افتد و چه در نظر آید. حال ناز و کرشمه و عشوه‌خرکی‌های گالری پیشین را ندارم.

برچسبها: , , ,

0 Comments:
Links to this post:
ايجاد يک پيوند