بنمای رخ

والله که شهر بی​تو مرا حبس می​شود
آواره‌گی و کوه و بیابانم آرزوست
زین همرهان سست عناصر دلم گرفت
شیر خدا و رستم دستانم آرزوست

برچسبها: ,