
اینهم اتفاقی است فرخنده که چاپ مطلبام در روزنامهای باشد که حرف اولش را محمد محمدعلی زده باشد که بسیار از او آموختهام و در مورد رادی بزرگ باشد که مفخمنویس بیبدیل ادبیات نمایشی ایران(به قول محمد علی) و البته بهترین دیالوگ نویس ادبیات ایران است (به زعم من).برچسبها: تحلیل رمان, مطبوعات, یادداشت
اولین باری که قادر نبودم تمام اجزای یک اثر را در ذهنم مجسم کنم و درک نمیکردم چطور یک نویسنده میتواند چنین پیچیدهگی خیره کنندهای را خلق کند، ساعاتی پس از اتمام "شب هول" بود. تا هفتهها مثل کتاب حافظ و شاهنامه از وسط بازش میکردم و میبستم و در فکر فرو میرفتم. اثر چنان مرعوبم کرده بود که به تمام توانمندیهای ذهنم شک کرده بودم. راستش در برابر نوشتهای که فکر کنم از پس خلق چیزی مثل آن برنیایم احساس اندوهی عمیق میکنم. بسیاری از رمانها و داستانهایی که نیمهکاره رها کردهام، آنهایی بوده که حس کردهام سیستم کار را فوت آبم و میفهمم چه کرده و اگر چه میکرد بهتر هم میشد.برچسبها: برای خودم, تحلیل رمان, عکس, یادداشت
